یکی از موارد زیبا وپسندیده ای که ازپدرانمان، به ما به ارث رسیده است وقف وتداوم رسیدگی به امورات وقفی است.دروقف کسانی که امکانش را دارند ازاموال منقول وغیر منقول خود قسمتی را برای خدمات عمومی ورفاه مردم مثل احداث مسجد- مدرسه- کاروانسرا- قنات- حمام- پل- ودرسالهای اخیر احداث مدرسه و درمانگاه و…اختصاص می دهند و کار پسندیده تراز آن اینکه همان پل ویا مسجد ویا مدرسه به نام بانی ووقف کنندهی آن مورد نامیده می شود که هم با تکرار روزانهی نام یک واقف دریادها می ماند ودرنتیجه گوئی واقف زنده است وهم این نامگذاری دیگرمتمولین وجداندار! را برای وقف اموال خود ترغیب وتحریص می کند.
درنتیجه ما حق نداریم روی هیچ بهانه وتزویر وریائی نام واقف را از روی وقف کنارگذاشته وبرای اینکه دهنهارا ببندیم از نام امامان واولیا مایه بگذاریم!
مثلن نام قدیمی( مسجد رستمعلی) درآشاغی یالدیررا(مسجد امام رضا)کردن کارنیکی نیست! با اینکارحق مادی ومعنوی واقف کجا می رود؟! آیا اگر ما به بهانه های مختلف نام واقف را از روی مورد وقف برداریم کسان دیگری تشویق و حاضر به وقف می شوند؟ اگرمسجد یا آن ساختمان از زمان تأسیس به نام مقدس امامان مزّین باشد حرف دیگری است.
چراکه نام واقف پس ازگذشت سالها خود تاریخ خواهد شد وشنونده از خود می پرسد چرا این پل ویا این مسجد و… به این نام نامیده شده است واین واقف خیّر چه کسی بوده است؟ درحالیکه غیر این باشد در ذهن شنونده هیچ سئوالی را برنخواهد انگیخت.
ما درمرند قوچو گؤلو- قاضی حامامی- مسجد سرهنگ- مدرسه ی خلیل زاده- مدرسه ی مقدس زاده- مدرسهی شیخ الاسلام- مسجدجان آقا- مسجدقنبرچشمه- سرتیپ سویو- قانلی سو- دلی کهریز- قره آغاج مسجدی- مسجدسیدفخرالدین- مسجدیالدیر- مسجدحاجی تقی- ساری مسجد و….. داریم که شنونده را بی اختیار به یادنام واقف ویابه تحقیق دررسیدن به چرائی نامگذاری رهنمون می کند. ویاحداقل علامت سئوالی رادرذهن او ایجاد می کند.
مسجدسرهنگ یکی ازمعروفترین مساجد شهرمان است که دربر خیابان ایستگاه قرارداردوبدون اغراق درذهن هرشنونده ای یک علامت سئوالی را برمی انگیزاند که این سرهنگ کی بوده وساخت مسجد با رتبه ی نظامی چه ارتباطی دارد؟! ویا این مسجدکی ساخته شده است ؟ و…
بانی وواقف این مسجد کسی نیست جز مرحوم سرهنگ ابولقاسم خان زرگری مرندی.
سرهنگ زرگری از سرهنگان قورخانه ای مظفرالدین شاه بوده است که مسجدرا در حدود ۱۲۸۶ درمساحتی نزدیک ۵۰۰ مترمربع احداث می کند. (قسمی از فضای مسجد در احداث خیابان ایستگاه در اواخر حکومت پهلوی اول تخریب و به شارع خیابان اختصاص می یابدومساحت فعلی مسجدحدود ۳۰۰مترمربع است.
سرهنگ زرگری درشرق مسجد نیزچشمه ای احداث می کند که برای نظافت ووضوی مؤمنین کاربرد داشته است . این چشمه که به قیرخ آیاق معروف بوده احتمالن به قنات جان آقا به قنبرچشمه مربوط می شده است که سرهنگ درپای مسجد راهی به قنات باز کرده تا دسترسی به آب زیر زمین آسانترباشد.
سرهنگ دراوائل حکومت رضاشاه وفات یافته ولی پسر ایشان محمود آقا گه مقیم تهران است دررسیدگی به امورات مسجد راه پدررا ادامه داد ه است. مسجدسرهنگ درسال ۱۳۵۰ درهم کوبیده شد تا با همیاری اهالی مرند بخصوص اهالی قنبرچشمه بازسازی شود. دراین بازسازی نیز آقای محمود زرگری مرندی فرزند مرحوم سرهنگ ابولقاسم زرگری مرندی نقش اساسی داشته است.

افتتاح ساختمان جدید مسجدسرهنگ(ساختمان فعلی)۱۳۵۰
مسجدسرهنگ مرند نوشته ی : سیدمرندی
سرهنگ ابوالقاسم زرگری مرندی واقف مسجدسرهنگ
سعدیا !مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکوئی نبرند























































