
یاشیل وطن: امام روح الله را شناختهام در یادها و خاطرهها و باورها… امام روح الله را شناختهام در اندیشهها و گفتارها و کردارها… امام روح الله را با جامعیتاش شناخته ام، امام وقتی از حکومت و اجتماع سخن میگوید تو گویی از بزرگ ترین سیاست مداران است و هنگامی که پای کتاب روح عرفانیاش زانو میزنی این کلام را سخن عارفی بزرگ مییابی که یک عمر به تهذیب نفس و سیر و سکوک عرفانی پرداخته است. شناختی که نتیجهای جز حیرت نخواهد داشت و یقین به این حقیقت که وقتی خداوند با انسان عهد بست و او را خلیفهی خود بر روی زمین قرار داد، توانایی این منصب را از پیش به او عطا کرده بود.
امام روح الله را شناختهام در قدرت و شجاعت اش… و تحقیر قدرتهای مادی و ظالم در همان دورانی که در چشم بسیاری هنوز ابرقدرت بودند. آری کسی که از خداوند عالم میترسد، دگر از عالمیان چه واهمهای خواهد داشت؟!
امام روح الله را شناختهام در رأفتاش که چون پدری مهربان بال عنایت خویش را بر تمام مظلومان و ستم دیدگان و پابرهنگان و مستضعفان جهان گسترده است.
و امام روح الله را شناختهام با انقلابی که بر پا کرد…
امام انقلاب را نه در ایران بلکه در تمام جهان برپا کرد و بر تمام اندیشههایی که دین آسمانی را در ادارهی جامعه ناکارآمد میدانستند خط بطلانی به وسعت تمام تاریخ کشید و بر آرمان و آرزوی دیرینهی تمام انبیا و اولیای خدا جامهی عمل پوشاند و اندیشهی ناب توحیدی را به حاکمیت نشاند.
و امام روح الله را با دفاع مقدس شناختهام و جنگی که به وسعت جنگ با تمام کشورهای جهان بود و امام آن را با مدیریت خویش آنگونه به ثمر رساند، براستی دفاع مقدس نعمتی بسیار بزرگ است برای من و دوستان من که با ستارگان تابان آسمان شهادت راه خود را بیابیم.
امروزه نبرد اصلی در جهان، نبرد میان اندیشهها و ایدیولوژی هاست و جهان بینیهایی که پایه و اساس ایدئولوژیها را تشکیل میدهند. امام یک مسلمان بود، امام یک عالم بزرگ اسلامی بود و اسلام تنها مبنای اندیشه و جهان بینی او بود. امام ذرههای از آنچه خداوند متعال میفرماید عدول نمیکرد. امام نه از عمامه دفاع میکرد و نه از هیچ چیز دیگری. آنچه امام میخواست عملی شود تنها اسلام ناب بود و بس.
و امروز ۳۷ سال از آن انفجار نور میگذرد، اما باز از زبان کسانی که متفکران و دانشمندان جامعه به شمار میروند سخنانی عجیب میشنویم: مگر اسلام اقتصاد دارد؟ مگر اسلام جامعه شناسی دارد؟ مگر اسلام روان شناسی دارد؟ و باز همان تفکرات مادی دانشمندان غرب است که در دانشگاهها و مراکز فکری ما تدریس میشود.
این سخنان نتیجهی افکاری است که معمولا به دلیل علاقه به افراد و بدون توجه به ریشهی مباحث پذیرفته شده و عینکی بر چشم حقیقت جوی جوانان میشود که فقط از پشت این جهان بینیهای بشری ناقص به جهان بنگرند.
بیایید یک بار هم که شده بر انتهای تمام باورها و اندیشههایی که داریم نقطهای بگذاریم و برویم سر خط… و از سرآغاز صفحهی جدید ذهنمان دوباره اسلام را با مبانی و اصول آن درست بشناسیم. اسلام… همان گمشدهی انسان سرگردان و حیران امروزی که خسته و ملول از تمام جهان بینیهای مادی، پناهگاهی میجوید که برای ندای درونی او پاسخی داشته باشد و در آن لحظهای آرام یابد.
بگذاریم اسلام را خود اسلام به ما بشناساند و مفاهیم ناب توحیدی همانند چشمهای زلال و روان، علم حقیقی را بر وجود تشنهی بشریت جاری سازد و گزارهای را که بارها شنیدهایم «اسلام دینی جامع است که برای تمام ابعاد حیات بشر برنامه دارد» عینیت یابد.
هیچ گاه با چنین نظراتی موافق نبودهام: اینکه عدهای می گویند دنیای غرب بیشتر از ما مسلمان است، اینکه در غرب مسلمان ندیدیم و اسلام دیدیم و در ایران مسلمان دیدیم و اسلام ندیدیم!
گمان میکنم چنین حرف هایی نشات گرفته از نوعی شناخت سطحی و ظاهری نسبت به دین اسلام باشد. چنین قیاسهایی مانند این است که بخواهیم یک سیب خوش آب و رنگ مصنوعی را با یک سیب حقیقی مقایسه کنیم. سیب مصنوعی اگر چه خوش رنگ است و ظاهری دلفریب دارد اما سیب نیست و خواص سیب و طعم و عطر آن را ندارد، این سیب هرچقدر هم که خوب ساخته شده باشد حقیقت ندارد و از همین ظاهر جذاب فراتر نمیرود اما سیبی که از درخت روییده است و ریشه در ریشههای محکم درختی استوار دارد حقیقتا سیب است هرچند قسمتی از آن خراب یا کرم زده باشد. تفاوت میان انسانی که به خدای عالم، مبدا و معاد اعتقاد درستی دارد فراتر از این است که بخواهیم آنرا فقط در ظواهر زندگی مادی جستوجو کنیم.
در جهانبینی توحیدی آغاز و انجام خداست، ظاهر و باطن خداست، هر کاری در عالم به دست اوست و جز او موثری در وجود نیست. تمام باور ها و کردارها بر محور خداپرستی است و به سوی او باز میگردد. خداوند این عالم را برای هدفی والا آفریده است و برای انسان جایگاهی بلند در نظر دارد، در جهانبینی توحیدی همه چیز ریشه در درخت استوار یکتاپرستی دارد و هیچ چیز سست و رها نیست.
با این نگاه حکومت و کشورداری نه فقط حاکمیت مادی و ظاهری بلکه سرپرستی و ولایت عمیقی است که مردم با محبت و اشتیاق می پزیرند و حاکمان اسلامی همانند پدرانی مهربان و دلسوز برای امت و از خودشان بر ایشان سزاوارترند.
امام روح الله انقلابی بر پا کرد تا نام مقدس الله حاکمیت یابد و سرآغازی باشد برای تحقق حاکمیت عدل جهانی به دست یازدهمین فرزند معصوم فاطمه زهرا سلام الله علیها… و امروز ما چنین گوهری را از چنان امامی به یادگار داریم.
دیروز مردم آزادهی ایران انقلاب کردند و امروز وظیفهی ما انقلاب فرهنگی است. انقلاب شهید میخواهد و این خون پاک شهدا است که راه را میگشاید… امروز عرصهی فرهنگی کشور شهید میخواهد و مفهوم شهادت در عرصهی فرهنگ این است که عدهای از خویش برون آیند و زندگی خود را در راه فرهنگ ناب اسلامی وقف کرده و افقهای روشن را به دستان همت خویش بگشایند.
امروز وظیفهی ما جوانان در راه حفظ انقلاب اسلامیمان، بازخوانی و مرور اندیشههای امام روح الله است. بازگشت به تفکرات ناب امام و چارچوبی که برای انقلاب اسلامی ترسیم کردهاند امروز ضروریترین تکلیف است برای نسل ما که وارثان انقلاب و صاحبان فردای این کشور هستیم.
ختم خبر/
https://www.yashilvatan.ir/?p=13855























































