آنانی که با یاد خدا زیستند و در راه او ایثار جان کردند، در حقیقت رهیافتگانی دل آگاه هستند که ارزش وجودی خویش را خیلی زود شناختند و ضمیر خود را آکنده از مهر یزدانی و نور رحمانی قرار دادند. شهداء از این دسته اند. انسانهایی که همه هستی خود را فدای ملاقات حضرت حق کردند و به حطام دنیوی پشت پا زدند.
شهید محمد مرندی از تبار این شهیدان است.
پاسدار شهید، محمد مرندی دلاور مردی که در یک خانواده مذهبی و زحمتکش و ساده در روستای دولت آباد از توابع شهرستان مرند چشم به جهان گشود و در دامن پاک طبیعت و در کنار مردمان ساده و بی آلایش روستایش بزرگ شد. بعد از طی سالهای نوجوانی که در کار کشاورزی و دامداری به پدرش کمک می کرد، همزمان با آغاز انقلاب به صف مبارزان پیوست و در تظاهرات و راهپیمایی ها فعالانه شرکت می کرد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی در جبهه ها نیز حضوری فعال داشت. در اوایل جنگ بصورت داوطلبانه و به عنوان بسیجی به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد و سپس به عضویت سپاه پاسداران درآمد.
شهید مرندی در سال ۶۰، سرپرستی هیئت عزاداری سپاه پیرانشهر را به عهده داشت و حدود ۳۰۰ نفر از بسیجیان و پاسداران و حتی شیعیانی را که در پیرانشهر ساکن بودند، تشویق به عزاداری در سطح شهر می نمود و خودش میاندار هیئت بود و واقعاً در منطقه فردی موثر و شناخته شده بود و اینک حتی در پیرانشهر شعبه ای از یکی از بانکهای کشور به نام این شهید مزین شده است.
محمد، تا زمان شهادتش بیش از صد و ده ماه در مناطق جنگی با دل و جان، مبارزه کرد. بعد از پایان جنگ ایران و عراق، تا سال ۷۱ در کردستان با منافقین و حزب دموکرات مبارزه می کرد. شجاعت و ایثار او چنان رعب بر دل حزب دموکرات انداخته بود که این مبارز خستگی ناپذیر را چهار سال بعد از پایان جنگ تحمیلی در تاریخ ۲۰شهریور ۱۳۷۱ در منطقه گل تپه کردستان به درجه رفیع شهادت نائل گردانیدند.
آقای کربلائی کریم نصیری ، از رزمندگان دوران جنگ تحمیلی با ۹۰ ماه سابقه حضور در جبهه ها یکی از صمیمی ترین و نزدیکترین دوستان شهید مرندی می باشند. خاطره ای از این شهید بزرگوار را از زبان ایشان تقدیم شما می کنیم:
” من و محمّد، چندین ماه در مناطق مختلف کردستان، شلمچه، پاسگاه زید (نزدیک بصره) و گیلانغرب در کنار هم بودیم. رشادت های زیادی از او مشاهده کرده ام. شجاعت و نترس بودن محمد، زبانزد تمام بچه هائی بود که با او همرزم بودند. یکی از دهها خاطرات خود در مورد شهید مرندی را برایتان تعریف میکنم:
بنده در محور پسوه – سرشاخان مسئول گروهان بودم. روزی یکی از کردها که بعنوان رابط و مخبر فعالیت می کرد خبر داد که حزب دموکرات قصد دارد امروز ساعت ۵ عصر پایگاه ” گینه دار” را مورد حمله قرار دهد. بنده این موضوع را به فرمانده عملیات سپاه اطلاع دادم و آنها نیز به تمام پایگاه های اطراف، آماده باش دادند. کمی بعد شهید مرندی با بیسیم با من تماس گرفت و بعد از سلام و احوالپرسی گفت: همین الان مأمور شدیم که با یک گروهان از گردان نبی اکرم(ص) به طرف پایگاه گینه دار بیاییم. امشب ان شاءالله بعد از شکست حمله و زمینگیر کردن دموکراتها پیش شما می آییم و شب را آنجا خواهیم ماند.
منتظر حمله بودیم… رأس ساعت ۵ عصر، حمله شروع شد. از آنجایی که بچه های پایگاه در آماده باش بودند (و در سنگرهایی که از قبل مابین خاکریز و میدان مین پایگاه برای چنین مواقعی آماده کرده بودیم، قرار گرفته بودند) حمله دشمن با موفقیت دفع شد و به کسی از نیروهای ما آسیبی نرسید. در این حمله دشمن، شهید مرندی و نیروهای همراهش چنان ضربتی به دشمن زدند که حدود ساعت ۸ شب دشمن مجبور به فرار شد در حالیکه ۵ کشته و ۳ نفر زخمی به جای گذاشته بودند.
شب که میخواستیم استراحت کنیم از محمد پرسیدم: تا کی میخواهی در کردستان بمانی؟
خندید و گفت: گناهان مرا چیزی جز شهادت پاک نمی کند….
فرازی از وصیت نامه شهید محمد مرندی:
“از برادران و خواهرانم تقاضا دارم در هنگام خواندن نماز، دعا کنند و از خدا بخواهند که شهادت را نصیب من بفرماید. بارالها من شهادت خود را مبنی برتوحید و نبوت و معاد وعدل و امامت اعلام داشته و پیروان آنها را شهداء و صدیقین می دانم و و منکران آنها را مورد قهر و عذاب خدا در هر دو گیتی می دانم…”
جهت شادی تمام شهدای اسلام و انقلاب اسلامی، خصوصاً شهید بزرگوار محمد مرندی صلوات.
تعداد امتیازات: (۵)
https://www.yashilvatan.ir/?p=1446






















































