بررسی نقش کشاورزی دانش بنیان در نیل به اهداف اقتصاد مقاومتی- روح الله ماقبل اهل شهرستان مرند -کارمند اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان مرند و فارغ التحصیل دکترای دانشگاه بوعلی سینای همدان
اقتصاد مقاومتی مفهومی است که درپی مقاوم سازی، بحران زدایی و ترمیم ساختارها و نهادهای فرسوده و ناکارآمد موجود اقتصادی مطرح می شود، که قطعا باور ومشارکت همگانی واعمال مدیریت های عقالیی ومدبرانه، پیش شرط و الزام چنین موضوعی است.
اولین همایش ملی تخصصی علوم کشاورزی و محیط زیست ایران اردیبهشت ۱۳۹۴ بررسی نقش کشاورزی دانش بنیان در نیل به اهداف اقتصاد مقاومتی کریم نادری مهدیی، روح اله ماقبل
دانشجوی دکترای توسعه کشاورزی، دانشگاه بوعلی سینا همدان
استادیار گروه ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا همدان مسئول مکاتبات: روح اله ماقبل چکیده اقتصاد مقاومتی مفهومی است که درپی مقاوم سازی، بحران زدایی و ترمیم ساختارها و نهادهای فرسوده و ناکارآمد موجود اقتصادی مطرح می شود، که قطعا باور ومشارکت همگانی واعمال مدیریت های عقالیی ومدبرانه، پیش شرط و الزام چنین موضوعی است. بخش کشاورزی که در گذشته عمدهترین فعالیتهای اقتصادی محسوب میشد، با شکل گیری و رشد نظام سرمایهداری در اروپا ، بهگونهای تکامل یافت که در حال حاضر با فعالیتهای صنعتی در کشورهای پیشرفته درآمیخته و نقش مهمی در جریان تمرکز سرمایه دارد. تولید بیشتر در بخش کشاورزی عالوه بر صرفه جویی ارزی ، توسعه سایر بخشهای اقتصادی را در پی خواهد داشت. یک برنامه کشاورزی پایدار موفق در بر گیرنده اهدافی مانند، فراهم کردن امنیت غذایی همراه با افزایش کمی و کیفی آن ضمن در نظر گرفتن نیازهای نسلهای بعدی، حفاظت از منابع آب،خاک و منابع طبیعی؛حفاظت از منابع انرژی در داخل و خارج از مزرعه ؛حفظ و بهبود سود آوری کشاورزان ؛حفظ نیروی حیات جامعه روستایی ؛حفظ تنوع زیستی و قابلیت پذیرش از سوی جامعه است. کلمات کلیدی: اقتصاد مقاومتی، کشاورزی، دانش بنیان
مقدمه پیشرفتهای علمی و ابداعات فناورانه در قرن بیستم منجر به کسب دستاوردهای قابل مالحظه ای در تولیدات محصوالت کشاورزی شده است .رشد باالی بهره وری کشاوزری این امکان را برای کشورها فراهم ساخته که درآمدهایشان را افزایش دهند، در بازارهای جهانی مشارکت نمایند، معضل گرسنگی را کاهش داده و در نهایت کیفیت زندگی شهروندان خود را بهبود بخشند (۲۰۰۵, Stone .(علم و فناوری می توانند بواسطه تدوین و اعمال سیاستهای حمایتی، قوانین مناسب و چارچوبهای نهادی کارآمد، بهره وری کشاورزی را افزایش داده و سبب تحریک رشد اقتصادی در هر کشوری شود )۲۰۰۰, Dejer .)بنابراین توسعه اقتصادی پایدار از طریق تغییرات فناورانه پویا که بوسیله سیستمهای نوآوری کارا و موثر حمایت می شوند، بدست می آید )۲۰۰۵, Francesco .)بهره گیری از عامل دانش و فناوری در بخش کشاورزی همانند سایر بخشهای اقتصادی نیازمند تالشی راهبردی برای نهادینه سازی فرایند تولید، انتقال و توسعه و اشاعه فناوری در بخش کشاورزی به تبع کلیت جامعه جهت کاهش عقب ماندگی و شکاف فناورانه و در نتیجه پیشرفت متوازن فناوری در این بخش همپای سایر بخشهای اقتصادی کشور است)۱۹۹۲, Bonney .) فرایند چندکارکردی و چندکنشگرانه توسعه فناوری در بخش کشاورزی نیازمند ساماندهی و تقویت ظرفیتهای نظام فناوری کشاورزی است .در پرتو نظام فناوری کشاورزی، فرایند مدیریت توسعه فناوری در بخش کشاورزی و زنجیره های مربوطه به مدد کنشگری هماهنگ کارگزاران و دست درکاران متعدد از حوزه تحقیقات، ترویج، بازار، خدمات، سیاستگذاری و غیره در قالب یک شبکه نهامند سامان می یابد .در این راستا ضروری است که کنشگران عرصه تحقیقات کشاورزی خود را همانند کنشگران شبکه و در پیوند هم افزا و هماهنگ با سایر کنشگران و دست درکاران امر بپندارند و بر این اساس تالش تمایند تا هویت نهادی، جایگاه قانونی و مشروع خویش را به طور سامان مند بهبود بخشند. توسعه و تلفیق دانش و فناوری در بخش کشاورزی در قالب نظام نوآوری فناورانه کشاورزی، دستاوردها و پیامدهای سازنده متعددی را در پی دارد و به شیوه های مختلف می تواند موجبات رشد و توسعه کشاورزی را فراهم آورد .کاهش هزینه تولید، افزایش تولید و ارتقای بهره وری، استفاده بهتر از نهاده ها، کاهش ضایعات، افزایش کیفیت، تکمیل و توسعه زنجیره کشاورزی از تولید تا فرآوری و بازار و ارزش افزوده زایی از رهگذر تبدیل مزیت نسبی به مزیت رقابتی و تجاری، سودآفرینی، فرصت سازی برای کارآفرینی، توانمندسازی کشاورزان و کاهش سختی کار کشاورزی، صرفه جویی در سرمایه انسانی به مدد مکانیزاسیون برنامه مند، حفظ و احیای ظرفیتهای تولید و بازآفرینی و در نتیجه تسهیل توسعه پایدار کشاورزی. مواد و روش در این تحقیق که بخشی از فصل دوم تز دکترا می باشد با استفاده از روش مطالعه کتابخانه ای و بررسی انواع منابع انگلیسی و فارسی، اطالعات بسیاری استنتاج شد. همچنین از کاوشهای اینترنتی و پایگاههای اطالعاتی در این زمینه بهره های فراوانی برده شده است.
نتایج و بحث
اقتصاد مقاومتی اقتصاد مقاومتی واژه جدیدی است که در سالهای اخیر، با ابتکار مقام معظم رهبری و در پی افزایش تحریمهای غرب علیه جمهوری اسالمی ایران به ادبیات اقتصادی کشور اضافه شده است. ایشان اقتصاد مقاومتی را برای اولین بار در شهریور ۱۳۸۹ و در دیدار با کارآفرینان مطرح فرمودند تعریف اقتصاد مقاومتی از دید ایشان عبارت است از اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که در شرایط فشار، در شرایط تحریم، در شرایط دشمنی ها و خصومتهای شدید می تواند تعیین کننده رشد و شکوفایی کشور باشد )خامنه ای، ۱۳۹۱٫) در واقع اهداف اقتصاد مقاومتی از دید رهبری مقاومت در برابر فشارها و تهدیدات، کاهش وابستگی، تأکید بر تولید ملی و تالش برای خودکفایی و تبدیل چالشها به فرصتها است. پیغامی نیز چهار تعریف زیر را از اقتصاد مقاومتی ارائه کرده است: اقتصاد موازی: تعریف اول از اقتصاد مقاومتی به مثابه اقتصاد موازی است؛ یعنی همان طور که انقالب اسالمی با توجه به نیاز خود به نهادهایی با روحیه و عملکرد انقالبی، اقدام با تأسیس نهادهایی مانند کمیته امداد، جهاد سازندگی، سپاه پاسداران و بنیاد مسکن نمود، امروز نیز بایستی برای تأمین اهداف انقالب، این پروژه را ادامه داده و تکمیل کند؛ چرا که انقالب اسالمی به اقتصاد مقاومتی و به نهادسازی های مقاومتی در اقتصاد نیاز دارد که چه بسا ماهیتا از عهده نهادهای رسمی اقتصادی بر نمی آید. پس باید نهادهایی موازی برای این کار ویژه ایجاد کند. اقتصاد ترمیمی تعریف دوم از اقتصاد مقاومتی عبارت از اقتصادی است که در پی مقاوم سازی، آسیب زدایی، خلل گیری، ترمیم، ساختارها و نهادهای فرسوده و ناکارآمد موجود اقتصادی است. یعنی اگر در رویکرد قبلی گفته میشود که فالن نهاد نمی تواند انتشارات را برآورده کد، در رویکرد جدید به دنبال آن هستیم که بازتعریف سیاستهای نهادهای موجود، کاری کنیم که انتظارات ما را برآورند. مثال در این تعریف، ما از بانک مرکزی یا وزارت بازرگانی می خواهیم که کانون های ضعف و بحران را در نظام اقتصادی کشور شناسایی کنند و خود را بر اساس شرایط جدید اقتصادی، تحریمها یا نیازهای انقالب اسالمی بازتعریف نمایند و در نتیجه عملکردی جهادی ارائه دهند. اقتصاد دفاعی تعریف سوم از اقتصاد مقاومتی، متوجه هجمه شناسی، آفندشناسی و پدافندشناسی ما در برابر آن هجمه است. یعنی ما باید ابتدا بررسی کنیم که مخالفان ما حمله به اقتصاد ایران اخالل در آن را چگونه و با چه ابزارهایی صورت می دهند. بنابراین وقتی به اقتصاد مقاومتی دست یافته ایم که ابزارها و شیوه های هجمه دشمن را پیشاپیش شناخته باشیم و بر اساس آنها استراتژی مقاومت خود را علیه آنان تدوین و اجرا کنیم. بدیهی است تا آفند دشمن شناخته نشود، مقاومت متناسب با آن نیز طراحی و اجرا نخواهد شد. اقتصاد الگو چهارمین تعریف نیز این است که اساسا اقتصاد مقاومتی یک رویکرد کوتاه مدت سلبی و اقدامی صرفا پدافندی نیست؛ بر خالف سه تعریف قبلی که اقتصاد مقاومتی را یا پدافندی یا کوتاه مدت می دانستند، این رویکرد چشم اندازی کالن به اقتصاد جمهوری اسالمی ایران دارد و یک اقدام بلندمدت را شامل می شود. این تعریف هم که به نظر می رسد دور از دیدگاههای رهبر معظم انقالب نیست، رویکردی ایجابی و دوراندیشانه دارد. در این رویکرد، ما در پی اقتصاد ایده آلی هستیم که هم اسالمی باشد و هم ما را به جایگاه اقتصاد اول منطقه برساند؛ اقتصادی که برای جهان اسالم الهام بخش و کارآمد بوده و زمینه ساز تشکیل تمدن بزرگ اسالمی باشد. بدین معنا اساسا در الگوی اسالمی ایرانی پیشرفت یکی از مولفه های مهم الگو می باید متضمن مقاومت و تحقق آن باشد. در این مقوله است که اقتصاد مقاومتی مشتمل بر اقتصاد کارآفرینی و ریسک پذیری و نوآوری می شود. طباییان و همکاران الزامات، مفاهبم و ویژگیهای اقتصاد مقاومتی را چنین برشمرده اند:
اقتصاد دانش بنیان اقتصاد دانش بنیان یکی از مولفه ها و راه حلهای موثر دست یابی با اقتصاد مقاومتی است )ذوالفقارزاده و همکاران، ۱۳۹۳ .)جهان پس از گذر از انقالب کشاورزی که منبع کلیدی در آن زمین بود و انقالب صنعتی که سرمایه و نیروی کار منبع اصلی آن بود، شاهد انقالب اطالعاتی بوده است که در آن منبع ارزشمند خلق ثروت و درآمد، دانش است، پیشرفت و گسترش فناوریهای اطالعاتی و اهمیت یافتن روزافزون دانش و اطالعات در عصر دانایی موجب شکل گیری اقتصاد دانش محور شده است )منوریان، ۱۳۸۳٫) اقتصاد دانش محور اقتصاد هزاره سوم است. اقتصاد دانش محور اقتصادی است که دانش را به طور موثری برای توسعه اقتصادی و اجتماعی خلق کند، بدست آورد، وفق دهد و به کار گیرد. )سایت دنیای اقتصاد( در این نوع از اقتصاد، دانش به عنوان مهمترین فرایند آن است. همچنین اقتصاد دانش محور آن است که تولید، توزیع و استفاده از دانش در آن نقش اصلی و غالب برای تولید ثروت دارد. )سایت ایران وایز( اقتصاد دانش محور از شناخت بیشتر نقش دانش در بهره وری و رشد اقتصادی حکایت دارد. )سایت پیمان( و همانطور که بیان شد، از نظر OECD( سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه(، اقتصاد دانش محوری اقتصادی است که به طور مستقیم بر اساس تولید، توزیع و مصرف دانش و اطالعات قرار گرفته باشد )OECD ،۲۰۰۱٫) اقتصاد دانش محور بر پایه انقالب دانش شکل گرفته است )دالمن، ۲۰۰۰ )وقوع انقالب صنعتی در قرن هجدهم میالدی و حرکت از اقتصاد سنتی مبتنی بر کشاورزی به اقتصاد صنعتی، زندگی بشر را با تغییرات اساسی در صحنه های سیاسی، اجتماعی و بویژه اقتصادی مواجه ساخت. در پی انقالب صنعتی، شهرنشینی رواج یافت و استانداردهای رفاهی دستخوش تغییر اساسی شد. با ایجاد صنایع مختلف و ماشینی شدن، دانش به عنوان یک عامل تولید در کنار عامل سرمایه و نیروی کار شد و استفاده از دانش و تکنولوژی به عنوان یک نهاد مهم استراتژیک مورد توجه تمامی تولیدکنندگان قرار گرفت. با پیشرفت های جدید بشری در حوزه فناوری اطالعات، نانوتکنولوژی و بیوتکنولوژی، اهمیت دانش و کاالهای منتج از آن )کاالهای دانش محور( اقتصاد جدیدی با عنوان اقتصاد دانش پدید آمد که کاالی دانش را به عنوان یک کاالی منحصر به فرد و جدید با خصوصیات متفاوت از دیگر کاالها قرار میدهد. بر خالف سایر کاالها که عالوه بر هزینه تولید، برای هر واحد تولید بیشتر بایستی هزینه ای اضافی متقبل شد که در بسیاری از موارد روند افزایش هزینه به دلیل بازدهی نهایی نزولی و یا بازدهی های نسبت به مقیاس کاهنده، افزایشی نیز هست، بر خالف منابع اقتصاد سنتی نظیر منابع طبیعی، دانش یک منبع تمام نشدنی است. هر کس می تواند بیش از پیش به کسب علم و دانش بپردازد بدون این که کمبودی در منبع آن بوجود آید و بر خالف سنتی تولید، دانش بازده با روند نزولی ندارد. هرچه بیشتر از آن استفاده کنیم بازده بیشتری نیز بدیت می آوریم )تقسیمی، ۱۳۸۸ .)به عبارت دیگر در مورد دانش شاید هزینه اولیه تولید و نوآوری و ایجاد دانش و اطالعات زیاد باشد، اما هزینه تولید مجدد آن بسیار کم است و در اکثر موارد هزینه تولید مجدد صفر می باشد. به عبارت دیگر همواره با منحنی بازدهی نسبت به مقیاس فزاینده و بازدهی نهایی فزاینده رو به رو هستیم که این امر موجب بزرگ شدن حجم تولید و در نتیجه کاهش هزینه تمام شده محصوالت می شود و به همین دلیل است که بسیاری از اقتصاددانان عامل رشد فزاینده کشورهایی مانند کشورهای جنوب شرق آسیا را تالش این کشورها بر روی گسترش صنایع دانش محور می دانند )جباری، ۱۳۸۶٫) اقتصاد دانش را اقتصاد شبکه، اقتصاد دانایی، اقتصاد بی وزن، اقتصاد دیجیتال، اقتصاد اطالعات و اقتصاد خدماتی نیز می گویند. اما به جرأت می توان گفت که هیچکدام از اسامی ذکرشده، مفهوم کامل این واژه را به مخاطب منتقل نمی کنند )جباری، ۱۳۸۶٫) اساس و هسته اصلی اقتصاد و توسعه دانش بنیان، سرمایه انسانی دارای ظرفیت تولید بهره ورانه، کارآفرینی و نوآوری و توانایی بهره گیری از دانش و فناوری و مهارتهای مدیریت است. در حالیکه در اقتصاد متعارف، رشد اقتصادی برآیند و نتیجه انباشت عوامل سرمایه ای و نیروی کار در کنار تغییرات فناوری محسوب میشود، در اقتصاد دانش بنیان، با وجود اهمیت انباشت سرمایه و تآمین زیرساختها و سخت افزارها، دانش مولفه اساسی رشد مستمر و مداوم به شمار می رود. از یک طرف، ایده های جدید )نرم افزار یا بواقع دانش افزار و خردافزار۱ )به توسعه زیرساختها و سخت افزار کمک می نماید و از طرف دیگر، مهارتهای جدید زمینه را برای عملیاتی شدن ایده های نرم افزار گون و در نتیجه، توسعه سخت افزار فراهم می سازند )شهنازی و همکاران، ۱۳۹۲؛ دانایی فرد، ۱۳۸۴٫) در اقتصاد دانش محور، علم و فناوری، نوآوری و کارآفرینی ارکان اصلی اقتصاد را تشکیل می دهند که همگی ریشه در انباشت دانش دارند. بنایراین اقتصاد دانش محور، اقتصادی است که در آن تولید و بهره برداری از دانش، نقش کلیدی در رشد اقتصادی و خلق ثروت ایفا می کند. عوامل سنتی تولید یعنی نیروی کار، سرمایه، مواد خام و کارآفرینی کماکان باقی می ماند؛ ولی دانش شاه کلید رشد و خلق ارزش جدید و ایجاد مبنایی برای حفظ موقعیت رقابتی محسوب شده است. در حالی که در اقتصاد کشاورزی، منابع طبیعی، زمین و نیروی کار و در اقتصاد صنعتی، سرمایه، ماشین آالت و مدیریت، عامل اصلی رشد اقتصادی به شمار می روند؛ اقتصاد دانش محور بر پایه علم و فناوری، کارآفرینی و نوآوری استوار است. در اقتصاد دانش محور، بهره گیری از مولفه ها و عوامل مطرح شده در اقتصادهای کشاورزی و صنعتی یعنی نیروی کار، سرمایه، مواد خام می بایست بر اساس دانش و خردورزی به عنوان عامل کلیدی و پیش برنده جهت دستیابی به ظرفیت رقابت پذیری و ارزش افزایی صورت می پذیرد )جدول۱-۱ ،دانایی فرد، ۱۳۸۴٫) کشاورزی دانش بنیان گریز از تراژدی پس ماندگی از قافله توسعه و رسیدن به مرحله پیش قراولی و یا دست کم، هم قطاری در این مسیر سخت نیازمند بن مایه دانش و فناوری است و این خود فراشد یک سامانه علمی و پژوهشی پویا و اثربخش است )حسینس و شریف زاده، ۱۳۹۳ .)پیشرفت در روزگار توسعه دانش بنیان سخت نیازمند سرمایه گذاری و ظرفیت سازی در چرخه های توسعه دانش و فناوری، از تولید تا تجاری سازی و کارآفرینی مبتنی بر دانش و فناوری در تمامی بخشها، از جمله کشاورزی است.
پیشرفتهای علمی و ابداعات فناورانه در قرن بیستم منجر به کسب دستاوردهای قابل مالحظه ای در تولیدات محصوالت کشاورزی شده است. رشد باالی بهره وری کشاوزری این امکان را برای کشورها فراهم ساخته که درآمدهایشان را افزایش دهند، در بازارهای جهانی مشارکت نمایند، معضل گرسنگی را کاهش داده و در نهایت کیفیت زندگی شهروندان خود را بهبود بخشند )۲۰۰۵, Stone .)علم و فناوری می توانند بواسطه تدوین و اعمال سیاستهای حمایتی، قوانین مناسب و چارچوبهای نهادی کارآمد، بهره وری کشاورزی را افزایش داده و سبب تحریک رشد اقتصادی در هر کشوری شود )۲۰۰۰, Dejer .)بنابراین توسعه اقتصادی پایدار از طریق تغییرات فناورانه پویا که بوسیله سیستمهای نوآوری کارا و موثر حمایت می شوند، بدست می آید )۲۰۰۵, Francesco .)بهره گیری از عامل دانش و فناوری در بخش کشاورزی همانند سایر بخشهای اقتصادی نیازمند تالشی راهبردی برای نهادینه سازی فرایند تولید، انتقال و توسعه و اشاعه فناوری در بخش کشاورزی به تبع کلیت جامعه جهت کاهش عقب ماندگی و شکاف فناورانه و در نتیجه پیشرفت متوازن فناوری در این بخش همپای سایر بخشهای اقتصادی کشور است )۱۹۹۲, Bonney .)از این رو ساماندهی، آسسیب شناسی و بهسازی شبکه توسعه دانش و فناوری برای پیشبرد توسعه پایدار دانش بنیان کشاورزی ضروری می نماید. به طور کلی، تغییر و تحوالت دانش و فناوری در بخش کشاورزی را می توان به چهار دوره زیر دسته بندی نمود )۱۹۹۶, Good and Rauniyar 🙂 دوره قبل از انقالب سبز: دوره استفاده از بذور اصالح شده و کود حیوانی و عملکرد پایینتر از واحد سطح؛ دوره انقالب سبز: دوره ارایه و پذیرش نهاده های جدید از جمله کود، بذور اصالح شده و روشهای آبیاری با عملکرد باال؛ دوره اول بعد از انقالب سبز: دوره ایجاد انگیزه برای مصرف متعادل و بهینه کود و سایر نهاده ها جهت متوازن سازی سطح تولید در بلندمدت و کاهش فشار بر منابع؛ و دوره دوم بعد از انقالب سبز: دوره استفاده بهتر از دانش، مهارتها و اطالعات مورد نیاز برای بهینه سازی مصرف نهاده ها جهت دستیابی به بهره وری و پایداری توامان. روند کنونی کاربست دانش و فناوری در بخش کشاورزی بر مبنای الگوی توسعه علمی و حرکت در راستای توسعه دانش بنیان، به لحاظ دستاوردهای چشم گیر حاصله، یادآور تحوالت و پیشرفتهای گسترده ی دوران انقالب سبز است. با این تفاوت که پیشرفتها و تحوالت کنونی که از ماهیتی تکاملی، متوازن و پیوسته برخوردارند، صرفا به تلفیق افراط گونه بسته های فناوری و نهاده های خارجی در نظامهای زراعی معطوف نیستند و از این رو تا حدود زیادی از پیامدهای نابسود انقالب سبز در ابعاد بوم شناختی، اجتماعی و اقتصادی مبرا هستند. فرایند کنونی توسعه بخش کشاورزی بر پایه توسعه و تلفیق فناوری مناسب و گسترش و تسهیم دانش کشاورزی بین کنشگران این بخش جهت دستیابی به امنیت غذایی، پایداری، بهره وری و غیره استوار است. از این رو می توان الگوی کنونی توسعه بخش کشاورزی را نسخه تکامل یافته و بازنگری شده از انقالب سبز دانست و از آن، تحت عنوان انقالب کشاورزی جدید، انقالبس سبز جدید و یا تکامل سبز۲ یاد نمود. بواقع، توسعه فناوریهای مکانیکی شیمیایی )شامل ماشین آالت، سموم، آفت کش ها و انواع مواد مغذی و کودها(، فناوریهای زیستی )بیوتکنولوژی(، فناوری های نانو، گسترش کاربست انرژی هسته ای )کشاورزی هسته ای، و انرژی های پاک در بخش کشاورزی و البته همگرایی هم افزایانه این گروه از فناوریها در قالب فناوریهای بیومکانیکی، بیوشیمیایی، بیونانوتکنولوژی، نانوبیوتکنولوژی و غیره می تواند منشا تحوالت جدی در بهبود بهره وری تولید و بازده زیستی باشند. افزایش توانمندی انسان در مهندسی و مدیریت اطالعات و دانش که در فناوریهای اطالعات و ارتباطات و مدیریت دانش تبلور یافته است، نویدبخش فرصتهای سازنده ای برای توانمدسازی بهره برداران و سایر کنشگران بخش کشاورزی و ارتقای شاخص سرمایه انسانی این بخش به شمار می رود )عمادی، ۱۳۸۴٫) ساماندهی جریانهای پژوهش، فناوری و نوآوری در جریان توسعه کشاورزی، الزمه توسعه کشاورزی دانش بنیان است )حسینی و شریف زاده، ۱۳۹۳ .)در الگوهای نوین توسعه کشاورزی، دانش و فناوری از جایگاه مهمی در رشد و توسعه کشاورزی پایدار برخوردار است و از این الگوها تحت عنوان کشاورزی علمی، کشاورزی مبتنی بر دانش و فناوری و کشاورزی دانش بر یاد می شود. به عبارت دیگر، منظور از توسعه دانش بنیان کشاورزی، مدیریت دانش، فناوری و نوآوری در کشاورزی می باشد )حسینی و شریف زاده، ۱۳۹۳٫) بررسی سیر تاریخی رشد بخش کشاورزی حاکی از آن است که تا قرن نوزدهم میالدی افزایش محصوالت کشاورزی در بیشتر کشورهای جهان از طریق افزایش سطح زیر کشت صورت گرفته است .اما در قرن بیستم، سیاستهای توسعه بخش کشاورزی بیشتر بر پایه تسهیل سرمایه گذاری کالن در تحقیقات برای تولید و نشر فناوریهای مناسب جهت افزایش تولیدات کشاورزی توأم با بهبود بهره وری و رعایت مالحظات پایداری )توسعه عمقی بادوام (استوار بوده اند )جاللی و کرمی، .(۱۳۸۳در مقام تعریف، فناوری را می توان دانش عملی یا کاربرد دانش برای مقاصد عملی مرتبط با بهبود زیستار و هستار انسانی و بافتار زندگی او از طریق حفظ و بهسازی زیست بومها و پیشبد فعالیتهای اقتصادی – اجتماعی جامعه معرفی نمود. بواقع از منظر کارکردی، فناوری، کاربرد دانش یا دانش کاربردی است که می تواند در یک نوع کاال )سخت افزار(، روش یا فرایند )نرم افزار( یا ترکیبی از این دو متبلور شود. فناوری مبین شناخت و کاربرد خالقانه مهارت، تبحر و تخصص، ابزار، ماشین آالت و تجهیزات و مهم تر از همه، دانش روش در هر کاری است که نیازمند تولید، تبدیل، فراوری و یا تغییر نهاده ها به عنوان سخت افزار برای دستیابی به فراورده می باشد. )حسینی و شریف زاده، ۱۳۹۳٫) علم و فناوری می توانند بواسطه تدوین و اعمال سیاستهای حمایتی، قوانین مناسب و چارچوبهای نهادی کارآمد، بهره وری کشاورزی را افزایش داده و سبب تحریک رشد اقتصادی در هر کشور شود )۲۰۰۰, Drejer .)بنابراین توسعه اقتصادی پایدار از طریق تغییرات فناورانه پویا که بوسیله سیستمهای نوآوری و موثر حمایت می شوند بدست می آید )۲۰۰۵, Francesco .)بهره گیری از عامل فناوری در بخش کشاورزی همانند سایر بخشهای اقتصادی نیازمند تالشی راهبردی برای نهادینه سازی فرایند تولید، انتقال و توسعه و اشاعه فناوری در بخش کشاورزی به تبع کلیت جامعه جهت کاهش عقب ماندگی و شکاف فناورانه و در نتیجه پیشرفت متوازن فناوری در این بخش همپای سایر بخشهای اقتصادی کشور است. گزیدارهای مختلفی برای توسعه و تلفیق فناوری در خش کشاورزی وجود دارد که انتخاب هر گزیدار می بایست بر پایه مالحظات موقعیتی صورت پذیرد. از جمله گزیدارهای مرتبط با تحول فناوری در بخش کشاورزی می توان به موارد زیر اشاره نمود )۱۹۹۲, Bonny:) سرمایه گذاری و رویکرد به کشت محصوالت با بکارگیری فناوری مکانیکی )عمدتا کاراندوز و در راستای توسعه سطحی(؛ استفاده از فناوری های زیستی و نهاده هایی همچون بذر و کودشیمیایی )عمدتا زمین اندوز و در راستای توسعه عمقی(؛ تسهیل دسترسی به اطالعات و آموزش برای استفاده از فناوریها و خدمات مربوطه. توسعه هدفمند و اثربخش فناوری در بخش کشاورزی به خودی خود اتفاق نمی افتد، بلکه به عنوان امری پیچیده و متاثر از عوامل چندگانه فنی، اقتصادی، اجتماعی، سیاستی و بوم شناختی مستلزم مدیریت و برنامه ریزی است. بدون مدیریت، فناوری نمی تواند در بخش کشاورزی به صورت مطلوب توسعه یابد و در صورتی هم که اشاعه یابد، ممکن است عوارض ناخواسته زیست محیطی و اجتماعی را به بار آورد. بواقع مدیریت فناوری در بخش کشاورزی در عین حالی که یک مولفه از نظام فناوری کشاورزی به شمار می رود، ولی در عمل مولفه ای مهم تر از سایر مولفه ها بوده و نقش هدایتگر و یشبرنده را برای سایر مولفه های توسعه فناوری ایفا می کند. این مهم از طریق تعیین و تشخیص نیازهای فناوری، تسهیل انتقال فناوری، ارزیابی فناوری و توسعه نظامها و خدمات اطالعات فناوری به انجام می رسد. واضح است که توسعه فناوری از هر نوع در بخشهای مختلف از جمله بخش کشاورزی، امری تصادفی و خودبخودی نیست، بلکه نیازمند دیدگاه جامع و آینده نگر هم در عرصه تحقیقاتی، برنامه ریزی و سیاسشتگذاری و هم در عرصه اجرایی می باشد )۲۰۰۷٫, al et Decter .)فرایند چندکارکردی و چندکنشگرانه توسعه فناوری در بخش کشاورزی نیازمند ساماندهی و تقویت ظرفیتهای نظام فناوری کشاورزی است. در پرتو نظام فناوری کشاورزی، فرایند مدیریت توسعه فناوری در بخش کشاورزی و زنجیره های مربوطه به مدد کنشگری هماهنگ کارگزاران و دست درکاران متعدد از حوزه تحقیقات، ترویج، بازار، خدمات، سیاستگذاری و غیره در قالب یک شبکه نهامند سامان می یابد. در این راستا ضروری است که کنشگران عرصه تحقیقات کشاورزی خود را همانند کنشگران شبکه و در پیوند هم افزا و هماهنگ با سایر کنشگران و دست درکاران امر بپندارند و بر این اساس تالش تمایند تا هویت نهادی، جایگاه قانونی و مشروع خویش را به طور سامان مند بهبود بخشند. پیوند نهادی، هم افزایی دستاوردها و هماهنگی تحقیقات، ترویج و آموزش کشاورزی و تعامل موثر آنها با نهاد بازار و ارایه دهندگان خدمات کشاورزی، کشاورزان و تشکلهای بخش کشاورزی، مجامع سیاستگذار و برنامه ریز و غیره نیازمند ساماندهی آنها در چارچوب های نهادی فراگیر و منسجم نظیر نظام فناوری کشاورزی است )حسینی و شریف زاده، ۱۳۹۳ .)الگوی نظامهای فناوری کشاورزی، جایگاه تحقیقات کشاورزی را به عنوان سهامدار فرایند مدیریت توسعه فناوری در ارتباط با کارکردهای مختلف و پیوسته ای نظیر تولید، انتقال، اشاعه، سازگارسازی، بومی نمودن و تلفیق فناوری در زنجیره های تولید، تبیین می نماید که نشان دهنده تأثیرگذاری عوامل زمینه ای و پیرامونی متعدد و اهمیت پیوندهای بین تحقیقات کشاورزی با سایر بخشها است. بی شک، آگاهی از این عوامل و روابط می تواند به شناخت و مدیریت بهتر نظام تحقیقات کشاورزی کمک نماید. بواقع توسعه فناوری می بایست فراتر از یک الگوی مکانیکی منجمد تبلوریافته در خط تولید یک کارخانه صنعتی نمونه ای، به مثابه یک جریان پیوسته و همساز با محیط پیرامون و برخوردار از پیوندهای ارگانیکی با مولفه های نظامهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، اکولوژیکی و سیاسی حاکم در نظر گرفته شود. از این رو همواره الزم است بر تلفیق متوازن و انعطاف پذیر فناوری در سیستمهای هدف )نظیر نظامهای کشاورزی( تأکید شود تا ضمن بهره گیری از فرصتها و مزیتهای نسبی ناشی از توسعه فناوری به مثابه پیشران فرایند رشد و توسعه، پیامدهای ناخواسته جانبی به کمیته ممکن برسد. توسعه ظرفیت نوآوری می تواند به شیوه های مختلف، شامل نواوری محصول، نوآوری فرآیند، نواوری سازمانی یا مدیریتی و نوآوری در عرضه خدمات روی دهد )۲۰۰۸٫, al et Anandajayasekeram .)مطالعات انجام شده پیرامون این موضوع نوعی رابطه قوی بین عملکرد نوآورانه و رشد اقتصادی را در سطح ملی را مورد تأیید قرار می دهد )۲۰۰۶, Park and Lee .)می توان بیان داشت توانمندی کشورها برای شکل دادن، جذب و اشاعه فناوریهای جدید، به سامانه فرایندهای نوآوری ملی متکی است و تفاوت در زمینه موفقیت اقتصادی، به دلیل تفاوت در عملکرد نوآورانه کشورها است )فرقانی و انصاری، ۱۳۸۷ .)دیدگاههای جدید پیرامون ماهیت فرآیند نوآوری کشاورزی می تواند به رهیافتهای عملی در زمینه توسعه کشاورزی منجر شود که ممکن است بیشتر با زمینه در حال تغییر برشمرده شده، همساز باشند. در حال حاضر، بروز شش تغییر در بستر توسعه کشاورزی وارسی چگونگی رخداد نوآوری در بخش کشاورزی را ضرورت بخشیده است )۲۰۰۷, Bank World:) بازارها و نه لزوما تولید بطور فزاینده ای توسعه کشاورزی را به پیش می رانند. محیط تولید، تجارت و مصرف محصوالت کشاورزی به طور فزاینده ای پویاتر شده و به شیوه های غیر قابل پیش بینی تکامل می یابد. دانش، اطالعات و فناوری بطور فزاینده ای توسط بخش خصوصی تولید، منتشر و بکار گرفته می شود. گسترش فناوری های اطالعات و ارتباطات فرصت مناسبی را برای بهره گیری از دانش توسعه یافته در مناطق دیگر بدست داده است. ساختار دانش در بخش کشاورزی در بسیاری از کشورها به طور چشمگیری در حال تغییر است. توسعه کشاورزی به طور قابل مالحظه ای در یک گستره جهانی و تحت تأثیر نیروهای محیطی صورت می گیرد )جهانی شدن کشاورزی با پیامدهای جهانی شدن بر درگیر کردن بخش کشاورزی به صحنه بین المللی و تأثیرپذیری و تأثیرگذاری متقابل بخش کشاورزی از تحوالت بین المللی(. در چنین شرایطی، عالوه بر گون گونی بعد عرضه و تقاضا برای فناوری، تأمین مالی رقابتی فرهنگ نهادی جدیدی را شکل کی دهد که موجبات افزایش تعامالت بین نهادی، بهبود کیفیت پروژه ها از طریق پایش بهتر، تدوین برنامه کار وسیع تر برای شمول حلقه های ارزش افزوده، همکاری بین المللی، جذب فناوری و پیوند اثربخش تر آموزش، تحقیقات، ترویج و کشاورزان را فراهم می آورد )حسینی و شریف زاده، ۱۳۹۳ .)توسعه راهبردی موردنیاز برای مدیریت نوآوری فناورانه فقط در چارچوب بنگاههای اقتصادی محقق نمی شود بلکه نیازمند سیاستگذاری، برنامه ریزی و نهادسازی در سطح ملی، همکاری نهادمند بخش های خصوصی و عمومی و تعامالت بین المللی در چارچوب نظامهای ملی، منطقه ای و بین المللی نوآوری است حسینی و شریف زاده، (۱۳۹۳). در نتیجه از یک سو هیچ یک از گروههای کشاورزان، دانشمندان یا تکنسین ها، به تنهایی پاسخگوی نوآوریهای کشاورزی نیستند. از سوی دیگر، این نوآوریها به فعالیتهای مجموعه ای از کنشگران که دارای ارتباط متقابل هستند بستگی دارد. از این منظر، نوآوریها به عنوان نتایج فرایند یادگیری متقابل به نظر می رسند، که بین تعداد زیادی از کنشگران هدفمند جاری است )۲۰۰۷, Bank World .)کنشگری آگاهانه در موقعیت جدید و در حال پیدایش که به لحاظ نهادی متکثر است، نیازمند روشهای مناسب برای درک و تسهیل تعامالت مبتنی بر کنش- برهم کنش های چندگانه همزمان است. در حقیقت مشکل اصلی به توسعه دانش و فناوری بر نمی گردد و به عبارتی راه حل مسئله، کمتر جنبه فناورانه دارد، بلکه حل مسایل در حال ظهور در موقعیتهای نهادی متکثر بیش از هر چیز دیگر نیازمند راهکارهای جدید برای تشهیل همکاری و همگامی پویا، نظام مند، هم افزایانه، مسئله گشایانه، فراگیرنده و نوآورانه کنشگران درگیر در عرضه توسعه کشاورزی و امورات پیشبرنده مربوطه همانند تحقیق، ترویج، انتقال دانش و فناوری، ارایه خدمات، سیاستگذاری ،ظرفیت سازی، توانمندسازی و مواردی از این دست، بسان فرایندهای اجتماعی مبتنی بر هم آمیزی نوآوری، مسئله گشایی و یادگیری است. رهیافتهای سیستمی توسعه کشاورزی و با دیدگاه مبتنی بر تکثرگرایی نهادی متبلور در شبکه های اجتماعی جلوه گر می شوند. بر همین پایه، نظام ملی نوآوری کشاورزی چارچوب های مفهومی/ نهادی نظام مندی را برای شناخت، تحلیل و هدایت روند بهبود قابلیت دانشی کنشگران توسعه کشاورزی دانش بنیان فراهم می آورند. نظام نوآوری فناورانه کشاورزی بدینسان نظام ملی نوآوری دربرگیرنده مجموعه ای از نهادهاست که در توسعه و انتشار تکنولوژیهای نو مشارکت می کنند و چارچوبی را بوجود می آورند که دولتها از طریق آن سیاستهای خود را برای تأثیرگذاری بر فرایند نوآوری تدوین کرده و پیاده سازی می کنند )۱۹۹۵, Metcalfe.) از این منظر عملکرد نوآورانه یک اقتصاد نه تنها به چگونگی عملکرد این نهادها به شکل منفرد )مانند بنگاهها، موسسات تحقیقاتی و دانشگاهها( بستگی دارد، بلکه به چگونگی تعامل آنها با یکدیگر به عنوان اجزای یک سیستم کلی برای خلق و بهره برداری از دانش و تأثیر متقابل آنها با یکدیگر به عنوان اجزای یک سیستم کلی با نهادهای اجتماعی مانند ارزشها، هنجارها و چارچوبهای حقوقی و قانونی وابسته است )۱۹۹۶, Smith.) در مطالعاتی که مبنی بر رویکرد نظام ملی نوآوری صورت می گیرد، ویژگیهایی مورد توجه و تأکید قرار می گیرد که عمدتا از ریشه های نظری این رویکرد همچون دیدگاه تکاملی و رویکرد نهادگرایی برخاسته اند. مهمترین این ویژگیها عبارتند از: توجه به دانش و نوآوری به عنوان یک متغیر درونزا و تحلیل عوامل موثر بر آن؛ نگاه کل نگر به نوآوری و سعی در تحلیل ریشه های خرد در این پدیده؛ تحلیل فرایند نوآوری در سطوح مختلف )مرکز صنایع نوین، ۱۳۸۴٫) به هرحال میتوان گفت که نگرشهای سیستمی با شناسایی تمامی سازمانها و نهادهای درگیر در فرآیند توسعه علم، تکنولوژی و نوآوری سعی میکنند که چگونگی عملکرد و تعامالت آنها را در راستای اهداف آن بررسی کنند. از اینرو همانطور که در بسیاری از منابع ذکر شده است، میتوان در یک جمله هدف یک سیستم نوآوری را اینگونه بیان کرد: خلق، انتشار و بهرهبرداری از دانش و نوآوریها ) ,Johnson; 2000, Dodgson and Marceau; 1999, Hommen and Edquist 2000 .)در صورت تدوین راهبرد مدیرت دانش در بخش کشاورزی در قالب نظام نوآوری فناورانه کشاورزی، انتظار می رود تمامی موسسات کشاورزی دانش بنیان، اعم از سازمانهای ترویحی، موسسات تحقیقاتی و مراکز دانشگاهی و تشکلهای دست اندرکار، با تقویت نگره های اقتضایی و رویه های انعطاف پذیر و مشارکتی، سازوکارهای ارتباطات شبکه ای، زیرساختهای اطالعات و ارتباطات برپایه کاربست و تلفیق متوازن فناوریهای مربوطه به سمت سازمانهای هم فراگیر و کارآفرین حرکت نماید تا بتوانند در جریان کشاورزی دانش بنیان و در نتیجه دسترسی به اهداف اقتصاد مقاومتی سهیم شوند. نقش کشاورزی دانش بنیان در تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی کشاورزی، شناسه تاریخ وتمدن بشریت است و رسالت آن از دیر باز تأمین غذا به عنوان یکی از مهمترین نیاز حیاتی بشر تعریف شده است )گاسپی۳ ،۲۰۱۲؛ حجتی، ۱۳۹۲ )و منبع اصلی درآمد برای توده عظیمی از مردم و فراهمآورنده نیازهای غذای معیشتی برای انبوهی از جمعیت در اکثر کشورها و صادرات تولیدات غذائی میباشد )۲۰۱۰, Dewbre and Cervantes؛ ۲۰۱۳, Cleaver؛ ۲۰۱۳, Zilberman and Bowman )و از سوی دیگر، یکی از بخشهای مهم و زیربنایی کشور که میتواند نقش ویژه و بیبدیلی را در تحقق اقتصاد مقاومتی ایفا نماید بخش کشاورزی با ویژگیها و توانمندیهای خاص خود است )داداش پور، ۱۳۹۱؛ محنت فر، ؛۱۳۹۱؛ اسماعیلی شاد، ۱۳۹۱ .)این بخش با تکیه بر توانمندیهای داخلی برخوردار از منابع پایه آب و خاک، تنوع محصولی در شرایط ویژه آب و هوایی کشور، منابع انسانی و یافتههای علمی تاکنون نقش تعیینکنندهای در تأمین امنیت غذایی کشور که تضمینکننده امنیت ملی محسوب میشود داشته است )اعرابی، ۱۳۹۰؛ عطای صالحی و همکاران، ۱۳۹۰؛ شاه آبادی و علیپور، ۱۳۹۰ .)درجه کاربری نسبتا باالی بخش کشاورزی در مقایسه با بخشهای صنعت و معدن و بنابراین توان اشتغالزایی، کسب درآمد ارزی از طریق صادرات و همچنین صرفهجویی در مصارف ارزی در خصوص کاهش واردات محصوالت کشاورزی از طریق افزایش تولیدات داخلی، استراتژیک بودن برخی محصوالت این بخش، فراهمآوری برخی دادههای موردنیاز به ویژه برای بخشهای صنعت و خدمات و نیز بازاری برای ستاده سایر بخشها، از جمله دالیل اهمیت بخش کشاورزی در اقتصاد مقاومتی میباشد طهرانچیان، ۱۳۸۷؛ اللهیاری، ۱۳۹۰؛ محمدزاده علمداری، (۱۳۹۲)
نتیجه گیری با توجه به اهداف اقتصاد مقاومتی، سند چشم انداز ۱۴۰۴و چشم انداز و مأموریت بخش کشاورزی در این افق و نقش نظام نوآوری فناورانه کشاورزی در رسیدن به توسعه دانشبنیان کشاورزی، پیشنهاد میگردد توسعه و اسقرار نظام نوآوری کشاورزی دانش بنیان، تجاریسازی و مدیریت کارآمد علم و فناوری کشاورزی هرچه سریعتر به منصه ظهور برسد. منابع احمدپور، ا.، تیمورپور، م.، و دین پناه، غ.ر. ۱۳۹۳ .عوامل پیشبرنده توسعه بیوتکنولوژی در بخش کشاورزی ایران از دیدگاه کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی استان البرز. پژوهشهای ترویج و آموزش کشاورزی، ۲۶( ۲ :)۱۲-۱٫ اللهیاری، م.ص. ۱۳۹۰ .تحلیل مهارتهای مدیریت مزرعه در بین گردانندگان واحدهای مرغداری صنعتی در استان گیالن. پژوهشهای ترویج و آموزش کشاورزی، ۴(۱ 🙂 .۶۶-۸۱ باقری مقدم، ن.، موسوی درچه، س. م.، نصیری، م.، و معلمی، ع. ۱۳۹۱ .موتورهای محرک نوآوری؛ چارچوبی خالقانه برای تحلیل پویایی نظامهای نوآوری فناورانه. مرکز تحقیقات ساسیت علمی کشور. حجاران، ا. ۱۳۷۷ .بیوتکنولوژی راهبردهایی در جهت بهبود رقابت ملی، چاپ اول. کرج: نشر آموزش کشاورزی. حجتی، م. ۱۳۹۳ .تبیین جایگاه بخش کشاورزی )وضع موجود و چشم اندازها(، مرکز روابط عمومی و اطلع رسانی وزارت جهاد کشاورزی )ضمیمه پیام جهاد کشاورزی(. حسینی، س.م.، و شریف زاده، ا. ۱۳۹۳ .توسعه دانشبنیان کشاورزی؛ مدیریت دانش، فناوری و نوآوری کشاورزی، انتشارات جهاد دانشگاهی واحد تهران. شریف زاده، ا. ۱۳۹۰ .تبیین جهت گیریهای کالن برای توسعه کارکردی- نهادی نظام تحقیقات کشاورزی کشور. اولین کنگره علوم و فناوریهای نوین کشاورزی، دانشگاه زنجان. شعبانعلی فمی، ح. ۱۳۸۵ .مبانی ترویج و آموزش کشاورزی. چاپ دوم. تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور. صنعتی، م.ح.، و اسماعیل زاده، ن.س. ۱۳۸۰ .بیوتکنولوژی راهگشای مشکالت بشری در سده ۲۱ .چاپ اول. تهران: انتشارات مرکز ملی مهندسی ژنتیک و تکنولوژی زیستی. طهرانچیان،ا.م. ۱۳۸۷ .نقش کشاورزی در رشد اقتصادی ایران )سالهای ۱۳۴۰ – ۱۳۸۱ .)اطالعات سیاسی – اقتصادی، ۲۴۷ و ۲۴۸ :۲۴۳- ۲۳۸٫ عمادی م. ح، ۱۳۸۴ .نقش فناوری اطالعات و ارتباطات )ICT )در تسریع فرایند توسعه کشاورزی. جهاد، ۲۶۹ :۶۴-۵۶٫ قدسی پور، س. ح. ۱۳۷۹ .فرایند تحلیل سلسله مراتبی )AHP .)مرکز نشر دانشگاه صنعتی امیرکبیر )پلی تکنیک تهران(. کرمی، ا. ع.، فرج اهلل حسینی، س.ج.، چیذری، م.، و مهدی زاده، ح. ۱۳۸۷ .بررسی عوامل آموزشی و ترویجی موثر بر پذیرش فناوری زیستس در محصوالت باغی استان ایالم از نظر محققان و متخصصان. مجموعه مقاالت اولین همایش کاربرد فناوریهای نوین در کشاورزی و منابع طبیعی. دانشگاه آزاد اسالمی واحد رشت، ۱۰۷۷-۱۰۶۷٫ مبینی دهکردی، ع.، حاتمی، ح.ر.، و عزیزی، م. ۱۳۹۲ .تعیین وضع موجود کارکردهای نظام ملی نوآوری جمهوری اسالمی ایران. فصلنامه علمی پژوهشی مطالعات .۶۷-۹۴ :)۴۶(۱۲ ،استراتژیک دفاعی محمدی، م,، الیاسی، م.، تقوی فرد، م.ت.، حاجی حسینی، ح.، و دالور، ع. ۱۳۹۱ .مدلسازی شکلگیری نظام نوآوری فناورانه در بخش زیستفناوری ایران با استفاده از مدلیابی معادالت ساختاری. فصلنامه مدیریت نوآوری، ۱(۱ :)۴۰-۲۱٫ محمدی، م.، طباطبائیان، س.ح.، الیاسی، م.، و روشنی، س. ۱۳۹۲ .تحلیل مدل شکلگیری کارکردهای نظام نوآوری فناورانه نوظهور در ایران؛ مطالعه موردی بخش نانوفناوری ایران. فصلنامه علمی- پژوهشی سیاست علم و فناوری، ۵(۴ :)۳۲-۱۹٫ محمدیان، ف.، شاهسونی، ن.، قربانی، م.، و عاقل، ح. ۱۳۸۸ .انتخاب الگوی کشت بالقوه محصوالت زراعی بر اساس روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی )AHP )مطالعه موردی: دشت تربت جام. مجله دانش کشاورزی پایدار، ۱۹( ۱ :)۱۸۷ -۱۷۱٫ مرندی، و. ۱۳۸۰ .توسعه صنعتی زیست فناوری در کشور؛ اهمیت و راهکارها. مجموعه مقاالت دومین همایش بیوتکنولوژی جمهوری اسالمی ایران، ۱۳۳۰-۱۳۲۵٫ مهبودی، ف. ۱۳۷۹ .بیوتکنولوژی در ایران: فرازها و نشیب ها. چاپ اول. تهران: موسسه فرهنگی، انتشارات سامه. مهدوی، م.ن. ۱۳۷۹ .نقش دولتها در توسعه فناوری. مجله رهیافت، ۲۳ :۷۵-۷۰٫ میگون پوری، م.ر.، متوسلی، م. و میگون پوری، ا. ۱۳۹۲ .شناسایی عوامل موثر بر سیستم نوآوری تکنولوژیک در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر. مجله توسعه کارآفرینی، )۶ ) .۱۶۹-۱۸۴ :۴ نعیمی، ا.، پزشکی راد، غ.ر.، و قره یاضی، ب. ۱۳۹۰ .واکاوی مشکالت توسعه فناوری زیستی کشاورزی از دیدگاه متخصصان فناوری زیستی استان تهران. مجله تحقیقات اقتصاد و توسعه کشاورزی ایران، ۴۲(۱ :)۵۶-۴۵٫ Aerni, P. 2002. Stakeholder attitudes toward the risks and benefits of agricultural biotech in developing countries: A comparison between Mexico & the Philippines. Risk Analysis, 22 (6): 1123-1137.
Alphen, K.V., and Hekkert, M.P. 2009. Comparing the development and deployment of carbon capture an storage technologies
in Norway, the Netherlands, Australia, Canada and the United States– An innovation system perspective. Energy Procardia, 1(1): 4591–۴۵۹۹٫ Alphen, K.V., Ruijven, J., Sjur, K., Hekkert, M.P., and Turkenburg, W. 2009. The performance of the Norwegian carbon dioxide, capture and storage innovation system. Energy Policy, 37:43-55. Asare, R., and David, S. 2010. Planting, replanting and tree diversification in cocoa systems: Manual no. 1:Planting, replanting and tree diversification in cocoa systems. Forest & Landscape, University of Copenhagen. Bergek, A., Jacobsson, S., Carlsson, B., Lindmark, S., and Rickne, A. 2005. Analyzing the dynamics and functionality of sectoral innovation systems, a manual, report delivered to VINNOVA. The Proceedings of the DRUID Tenth Anniversary Summer Conference, Copenhagen. Bergek, A., Jacobsson, S., Carlsson, B., Linmark, S., and Rickne, A. 2008. Analyzing the functional dynamics of technological innovation systems: A scheme of analysis. Research Policy, 37: 407-429. Budde, B., Alkemade, F., and Hekkert, M.P. 2015. On the relation between communication and innovation activities: A comparison of hybrid electric and fuel cell vehicles. Environmental Innovation and Societal Transitions, 14: 45-59. Carlsson, B., and Jacobsson, S. 2004. Dynamics of Innovation Systems – Policy-Making in a Complex and Non-Deterministic World. International Workshop of Functions in Innovation Systems, Netherlands, University of Utrecht. Carlsson, B. 2006. Internationalization of innovation systems: a survey of the literature. Research Policy, 35 (1): 56-67. Edgar,J., Baydoun, E., and Badran, A. 2002. Biotechnology and the developing world. Electronic Journal of Biotechnology, 5(1):1-29. Edquist, C. 2005. Systems of Innovation: Perspectives and Challenges. In: J. Fagerberg, D.C. Mowery and R.R. Nelson (eds.). The Oxford Handbook of Innovation, Oxford University Press. Edquist, C., and Chaminade, C. 2008. Industrial policy from a systems-of-innovation perspective. EIB Papers, 11(1): 108–۱۳۲٫ Edquist, C. and Hommen, L., 1999, “Systems of Innovaion: Theory and Policy for the Demand Side”, Technology in Society, 21, pp. 63-79. Egmond, V., and Heekert, M.P. 2015. Analysis of a prominent carbon storage project failure – The role of the national government as initiator and decision maker in the Barendrecht case. International Journal of Greenhouse Gas Control, 34: 1- 11. Haik, Y. & Shahin, T. M. 2011. Engineering design process. Cengage Learning. Stamford, CT. Hall, A., Sulaiman, V.R., Clark, N., and Yoganand, B. 2003. From measuring impact to learning institutional lessons: an innovation systems perspective on improving the management of international agricultural research. Agricultural Systems, 78(2):213–۲۴۱٫ Hekkert, M.P., Suurs, R., Kuhlmann, S., and Smits, R. 2007. Functions of innovation systems: A new approach for analyzing technological change. Technological Forecasting and Social Change, 74: 413-432. Hekkert, M.P., and Negro, S. 2009. Functions of innovation systems as a framework to understand sustainable technological change: Empirical evidence for earlier claims. Technological Forecasting and Social Change, 76:584-594 Hosseini, S. j., Ansari, B., and Esmaeeli, S. (2011). Factors influencing commercialization of Nano and Biotechnology in agriculture sector of Iran. Journal of American Science, 7 (4), 255-258. Jacobsson, S., and Johnson, A. 2000. The diffusion of renewable energy technology: an analytical framework and key issues for research. Energy Policy, 28: 625-640. Johnson, A. and Jacobsson, S., 2001, “Inducement and blocking mechanisms in the development of a new industry: the case of renewable energy technology in Sweden”, In: R. Coombs, K. Green, V. Walsh and A. Richards (Eds.), Technology and the Market: Demand, Users and Innovation, Edward Elgar, Cheltenham. Johnson, B. 1992. Institutional learning. In: Lundvall, B.A. (Ed.), National Systems of Innovation — Toward a Theory of Innovation and Interactive Learning. Pinter, London. Liu, X., and White, S. 2001. Comparing innovation systems: a framework and application to Chinas transitional context Res. Policy, 30(7): 1091–۱۱۱۴٫ Negro, S., Hekker,t M.P., and Smits, R. 2008. Stimulating renewable energy technologies by innovation policy. Science and Public Policy, 35(6):403-416. Qrstavik, F., and Svein, O.N. 1997. Institutional mapping of the Norwegian national system of innovation. Economics paper, STEP group. Rijnsoever, F.J.v., van den Berg, J., and Hekkert, M.P. 2015. Smart innovation policy: How network position and project composition affect the diversity of an emerging technology. Research Policy, 44(5): 1094–۱۱۰۷٫ Roumboutsos, A., Kapros, s., and Vanelslander T. 2014. Green city logistics: Systems of Innovation to assess the potential ofE-vehicles. Research in Transportation Business & Management, 11: 43-52.
Saaty, T.L. 1994. Highlights and critical points in the theory and application of the Analytical Hierarchy Process. European
Journal of Operation Research, 74:426-447. Spielman, D.J. 2006. A critique of innovation systems perspectives on agricultural research in developing countries. Innovation Strategy Today, 2(1): 25–۳۸٫ Suurs, R.A., and Hekkert, M.P. 2009. Cumulative causation in the formation of a technological innovation system: The case of biofuels in the Netherlands. Technological Forecasting and Social Change, 76:1003-1020. Wieczorek, A.J., Hekkert, M.P., Coenen, L., and Harmsen, R. 2015. Broadening the national focus in technological innovation system analysis: The case of offshore wind. Environmental Innovation and Societal Transitions, 14: 128-148.